تبلیغات
متن ترانه های کریس دی برگ،از نگاهی دیگر

I'm not scared anymore بیش از این نمی هراسم

یکشنبه 11 بهمن 1388 10:49 ب.ظ

نویسنده : فری من

When I'm lying in the arms
Of the woman I love,
I'm completely at peace with the world,
And the dark clouds around me
That often surround me
Just fall away into the night,
I'm not scared anymore;

When I can't sleep at night
And I just stare at the moon,
Listening to your beating heart,
To know that you're with me,
And the love that you give me,
Keeps me from falling apart,
I'm not scared anymore;

You are near, you are here;

When I think about the ways
Of the other world,
And all the ones who've gone before,
Well I believe they can see us
Believe they are with us
Hear every word that we speak,
I'm not scared anymore,

Oooh --
They hear every word that we say,
Oooh --
When I have my lover with me,
I'm not scared anymore,
I'm not scared anymore;

When I'm looking at my children
And the world where we live,
And the violence coming every day,
Well I know I'll protect them
With the power of my love,
To the very last drop of my blood,
I'm not scared anymore,

Can you hear me, I am near,
Can you see me, I am here

When I'm lying in the arms
Of the woman I love,
I'm completely at peace
With the world,
I'm not scared anymore,
I'm not scared anymore,
I'm not scared anymore.

 آهنگ بسیار زیبای "بیش از این نمی هراسم".یکی از شاهکارای کریس دی برگ با فضایی بسیار رمانتیک و آموزنده.کریس این ترانه رو در سال 1988 در آلبوم flying colors منتشر کرده،همون آلبومی که در جدول انگلستان صدرنشین شد.و به نظرم بهترین اجرای زنده
این آهنگ در سال 1989 و در دوبلین بوده
ترجمه آهنگ:
...وقتی در میان بازوان زنی که دوسش می دارم،آرمیده ام
با تمامی آرامشی که می توانم در این دنیا حسش کنم
و زمانی که ابرهای تاریک و سیاه پیرامونم حلقه زده
و تاریکی شب فرو می افتد
بیش از این نمی هراسم
زمانی که شب هنگام نمی توانم بخوابم
و به تلالو نور ماه خیره گشته ام
و به تپش قلب تو گوش فرا می سپارم
برای اینکه بدانم تو با منی
و عشقی که به من بخشیدی
ما را از جدایی می رهاند
بیش از این نمی هراسم
تو نزدیک هستی،تو اینجایی
وقتی به طرق جهان دیگر فکر می کنم
و به تمامی آنانی که پیش از این از میان ما رفته اند
آری،باور دارم که آنان نظاره گر ما هستند
باور دارم که آنان با ما هستند
و تمامی کلماتی که ما صحبت می کنیم می شنوند
بیش از این نمی هراسم
اوووه...آنان تمامی کلماتی که ما می گوییم،می شنوند
اوووه...هنگامی که عشقم را در نزدم دارم
بیش از این نمی هراسم
بیش از این نمی هراسم
زمانی که به بچه هایم می نگرم
و به جهانی که در آن زندگی می کنیم
و خشونت ها و بی حرمتی هایی که روزانه به زندگی ما روانه می شود
و آری،می دانم که می توانم آنان را با قدرت عشق درونم محافظت و مراقبت کنم
تا آخرین قطره خونم
بیش از این نمی هراسم
می توانی صدایم را بشنوی؟من نزدیک هستم
می توانی مرا ببینی؟من اینجا هستم
وقتی در میان بازوان زنی که دوسش می دارم،آرمیده ام
با تمامی آرامشی که می توانم در این دنیا حسش کنم
بیش از این نمی هراسم...
راستش بهترین درسی که من از این آهنگ گرفتم،درس غیرت بود!شاید هیچ متنی مثل این آهنگ کریس غیرت منو تحریک نمی کنه.جایی که می گه حتی حاضرم تا آخرین قطره خونم رو برای نگهداری و مراقبت همسر و فرزندانم فدا کنم،به راستی این مرد یک خواننده غربی با همان تعریفی است که ما از خوانندگان غربی سراغ داریم؟




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

از فردا...

جمعه 9 بهمن 1388 07:21 ب.ظ

نویسنده : فری من
ارسال شده در: اطلاعیه ها ،

سلام.میدونم حتما خیلی از دستم شاکی هستین که چرا دیگه آپ نمی کنم

اما این قولو می دم که از فردا باز وبو آپ می کنم

با نظراتون منو یاری بدین

ferryman




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

پاتریسیا،رقاص لختpatricia the stripper

جمعه 20 آذر 1388 12:06 ق.ظ

نویسنده : فری من

Dennis is a menace with his "anyone for tennis?"
And beseeching me to come and keep the score...
And Maud says "Oh Lord! I'm so terribly bored!"
And I really can't stand it anymore...

I'm going out to dinner with a gorgeous singer
To a little place I've found down by the Quay;
Her name is Patricia, she calls herself Delicia,
And the reason isn't very hard to see...

She says God made her a sinner just to keep fat men thinner,
As they tumble down in heaps before her feet,
They hang around in groups like battle-weary troops,
One can often see them queue right down the street...

You see Patricia, or Delicia, not only is a singer
She also removes all her clothing...
For Patricia is the best stripper in town,

 And with a swing of her hips she started to strip,
 To tremendous applause she took off her drawers,
 And with a lick of her lips she undid all the clips
 Threw it all in the air, and everybody stared,
 And as the last piece of clothing fell to the floor,
 The police were banging on the door,
 On a Saturday night in nineteen twenty-four...

Take it away boys

But poor Patricia was arrested and everyone detested
The manner in which she was exposed,
And later on in court, well, everybody thought
That a summer run in Gaol would be proposed,

But the Judge said, "Patricia,
Or may I say, Delicia,
The facts of this case lie before me...
Case dismissed...this girl was in her working clothes!!"

 And with a swing of her hips she started to strip,
 To tremendous applause she took off her drawers,
 And with a lick of her lips she undid all the clips
 Threw it all in the air, and everybody stared,
 And as the last piece of clothing fell to the floor,
 The police were yelling out for more!!!
 On a Saturday night in nineteen twenty-four...
 On a Saturday night in nineteen twenty-four...
ترانه متفاوت "پاتریسیا،رقاص لخت".مطمئنا ترجمه این اثر رو کمتر جایی پیدا می کنین،دلیلش هم روشنه،خیلی ها این ترانه رو مبتذل به شمار می آرن!!!!ولی داستان پشت سر اون کاملا متفاوته و در واقع تراژدی غم انگیز
جامعه غربی و به طور کلی همه جوامع رو نشون می ده که با حالت طنز به اون پرداخته شده،بحث در مورد جوامعی که روابط جنسی باعث تزلزل بنیان خانواده هاست.و کریس دی برگ،به این موضوع به صراحت پرداخته
کریس این ترانه رو در سال 1975 در آلبوم spanish train and other stories منتشر کرده اما شاید جالبترین اجرای این اثر در سال 1989 در دوبلین ایرلند بوده.
ترجمه اثر:... "دنیس" خواست زهر چشم بگیره با گفتن این جمله که:"کسی نیست تنیس بازی کنیم؟"
و از من تقاضا کرد که بیام و ازش امتیاز بگیرم!
و "ماود"گفت:"اوه خدای من!من به شکل فجیعی خسته و کسلم!"
و واقعا نمی تونم این وضعیت رو تحمل کنم...
من می رم بیرون شام بخورم به همراهی یک خواننده و ارکستر مجلل
در یک جای کوچک که در نزدیکی اسکله پیدا کرده ام
اسم او پاتریسیاست،ولی او به خودش "دلیشا"می گه
و فهمیدن دلیلش هم خیلی سخت نیست..
او می گه که خدا به این خاطر اونو گناهکار آفریده که مردای چاق رو لاغر کنه!
وقتی که اونا توده توده در مقابل پاهای اون جست و خیز می کنن
اونا به شکل دسته دورش می گردن!مثل سربازای شکست خورده در جنگ!!
هرکسی می تونه اونارو اغلب وقتی که تو خیابون صف کشیدن ببینه!
تو پاتریسیا رو می بینی،یا دلیشا،نه فقط یه خواننده زن
بلکه اون (موقع آواز و رقص) همه لباس هاشو در میاره..
پاتریسیا،بهترین رقاص لخت شهره!
و با رقص محرک ران،اون شروع می کنه به لخت شدن
با تشویق و تهییج مهیب و وحشتناک دیگران،او لباس توری زیر شلوارشو در میاره
و با لیسیدن زبان،همه گیره های لباساشو در میاره
و اونارو تو دستاش تو هوا می چرخونه،و همه به او خیره می شن
و درست وقتی که آخرین تکه لباسش رو زمین میفته
پلیس شروع می کنه به در زدن
شنبه شب،ساعت 19:24 عصر..
ولی پاتریسیای بیچاره بازداشت می شه!و همه به خاطر اون ناراحت و رنجور می شن
روشی که اون بدنش رو در معرض نمایش می ذاشت
و در آخر،در صحن دادگاه،همه در حال فکر کردن هستن
که شاید مرخصی تابستانی برای او پیشنهاد بشه!
ولی قاضی گفت:"پاتریسیا" یا شاید هم به قول من:"دلیشا"
واقعیات مربوط به این پرونده می تونه عوض بشه اگه با من بخوابی!!
(بله)پرونده از بین رفت و پاتریسیا مرخص شد!..این دختر با لباسای کارش تو دادگاه شرکت کرده بود!!!
و با رقص محرک ران،اون شروع می کنه به لخت شدن
با تشویق و تهییج مهیب و وحشتناک دیگران،او لباس توری زیر شلوارشو در میاره
و با لیسیدن زبان،همه گیره های لباساشو در میاره
و اونارو تو دستاش تو هوا می چرخونه،و همه به او خیره می شن
و درست وقتی که آخرین تکه لباسش رو زمین میفته
و پلیس ها نعره بر میارن که بیشتر کارشو ادامه بده(و مردم رو به هیجان دربیاره!)
شنبه شب،ساعت 19:24 عصر..
شنبه شب،ساعت 19:24 عصر...
کریس دی برگ در این شعر بسیار آموزندش،به نکات خاصی در مورد زندگی ابتذال آمیز جوامع اشاره داره،جایی که می گه حتی شخص "قاضی" با دیدن بدن مهیج این دختر،تحریک می شه و با پیشنهاد رابطه جنسی
مرخصی اونو اعلام می کنه!!! این شعر طنز،در واقع اگه بهش دقت بشه،باعث می شه اشک از چشمای آدم جاری بشه.
فک کنم بعد از اینکه فهمیدیم منظور کریس از سرودن این شعر چی بود،دیگه بهش تهمت ابتذال نزنیم،بلکه به عنوان قوی ترین شعری که علیه ابتذال و تزلزل بنیان خانواده سروده شده،باید ازش یاد کنیم
به امید پاکی...




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

برنامه های تلویزیونی ماه دسامبر

شنبه 14 آذر 1388 01:25 ق.ظ

نویسنده : فری من
ارسال شده در: اخبار ،

سلام دوستای عزیزم،امیدوارم حالتون خوب باشه

امروز می خوام برنامه های تلویزیونی کریس دی برگ در ماه دسامبر رو براتون قرار بدم

Date Country Channel Show
December 11, 2009 - 7-9am Germany Sat.1 Breakfast Show
December 12, 2009 - 20:15h Germany ZDF Ein Herz für Kinder
December 23, 2009 - 20:15h Germany ZDF Carmen Nebel Christmas show - this show will be recorded on December 9 (20h) at the Rothaus Arena - Messe Freiburg (tickets can be bought under 0180/5700733)
December 27, 2009 - after 9pm Ireland RTE The Late Late Show

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

ویدئو bells of christmas

شنبه 30 آبان 1388 08:41 ب.ظ

نویسنده : فری من
ارسال شده در: اخبار ،

یه خبر فوق العاده

با مراجعه به وسایت رسمی کریس به نشانیwww.cdeb.com می تونین موزیک ویدئو bells of christmas رو مشاهده کنید،فوق العاده است

به امید دوام موسیقی کریس




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

مرد قصه گوthe storyman

جمعه 22 آبان 1388 11:17 ق.ظ

نویسنده : فری من
ارسال شده در: متن و تفسیر لیریک ،
I lived my life in the words of a storyman
watched my dreams from the years gone by
heard my voice in the songs of a storyman
always by my side,always by my side
I saw him first in a castle by candelight
turning round with a golden key
I heard a train far away,and a whistle blow
like a baby's cry,'twas like a baby's cry;
ravens stood on the walls of jerusalem
sailors danced at the borderline
light a fire on the road to the ferryman
emotions running high,in the summer time
take me back to the places I've never been
take me back to another time
take me back to a world I've never seen
only in my mind,only in my mind;
late last night I met up wit a ladey-love
dressed in red,didn't say goodbye
carry me to the last time I showed her what
tender hands can do,and I'll be missing you
take me back to the places I've never been
take me back to another time
take me back to a world I've never seen
only in my mind,only in my mind;
follow the light that's shining on to where we will be going
up to heaven,paradise,or to the heart divine
it's in the echoes of a child,waiting for the journey
the sprit of one world
take me back to the places I've never been
take me back to another time
take me back to a world I've never seen
only in my mind,only in my mind;
سلام خدمت همه دوستان،خصوصا طرفدارای اصیل کریس دی برگ.تو این پست ترجمه و توضیح یک اثر بسیار متفاوت کریس رو براتون می ذارم.آهنگ "مرد قصه گو"آهنگیه با سبک و سیاقی متفاوت،که در سال 2006 در آلبومی
به همین اسم منتشر شده.کریس در این ترانه به شکل بسیار ظریف و هنرمندانه ای اسامی بهترین کاراشو در قالب یک آهنگ گنجانده و در واقع اشاره می کنه که تمام زندگانی او و تمامی آهنگهاش از زبان یک مرد قصه گو
نقل می شه،که در واقع گریزی هست به سبک اشعار کریس که حالت داستانی دارند،و این مرد قصه گو ما رو با حقایق این دنیا آشنا می کنه و به سان پیامبری سخن می گه که همه مردم جهان رو به صلح و آرامش فرا می خونه
ترجمه اثر:
...من زندگانیم را در قالب کلمات یک مرد قصه گو تجربه کردم
(و در قالب این مرد قصه گو)رویاهایم را از سال هایی که سپری شده مشاهده کردم
و صدایم را در ترانه های مرد قصه گو شنیدم
همیشه در کنار من،همیشه در کنار من
او را ابتدا در یک قلعه(اشاره به اسم اولین آلبوم کریس دی برگfar beyond this castle walls) با نور شمع مشاهده کردم
که در حال گردش با یک کلید طلایی بود
از دوردست ها صدای قطاری را شنیدم،و صدای سوت آن را
که همچون گریه کودکی بود،و درست همانند گریه کودکی بود
کلاغ های سیاه بر دیوارهای اورشلیم نشسته بودند
و دریانوردان در حاشیه مرز در حال رقص بودند
و آتشی را برای مرد رابط می افروختند
و احساسات اوج می گرفت،در موسم تابستان
مرا باز گردان به جاهایی که هیچ گاه در آنها نبوده ام
مرا به زمان دیگر بازگردان
مرا باز گردان به جهانی که هیچ گاه آن را ندیده ام
و فقط در ذهنم هست،فقط در ذهنم
دیشب،دیروقت،با بانوی عشق ملاقات کردم
که لباسی سرخ پوشیده بود،و بدون گفتن خداحافظی رفت
و مرا با خود به آخرین باری برد که به او نشان دادم
که دستان نوازشگر چه کارهایی می تواند بکند،و من دلم برایت تنگ شده
مرا باز گردان به جاهایی که هیچ گاه در آنها نبوده ام
مرا به زمان دیگر بازگردان
مرا باز گردان به جهانی که هیچ گاه آن را ندیده ام
و فقط در ذهنم هست،فقط در ذهنم
نوری را که می درخشد،پیروی کن که می گوید ما به کجا می رویم
بر فراز بهشت،یا تقسیم گاه قلب
و این در صدای فریاد کودک است،که منتظر آغاز سفری است
در روح یک زمین
مرا باز گردان به جاهایی که هیچ گاه در آنها نبوده ام
مرا به زمان دیگر بازگردان
مرا باز گردان به جهانی که هیچ گاه آن را ندیده ام
و فقط در ذهنم هست،فقط در ذهنم...
اما حالا لیست ترانه هایی که بهش اشاره شده(البته تا اونجایی که من تونستم پیدا کنم):
turning round:turning round
golden key:the key
train far away with a whistle blow:spanish train
baby's cry:just another poor boy
ravens stood on the walls of jerusalem:crusader
sailors danced:sailor
borderline:borderline
light a fire:light a fire
ferryman:don't pay the ferryman
emotions running high:high on emotion
summer time:summer rain
late last night:last night
lady-love dressed in red:the lady in red
didn't say goodbye:say goodbye to it all
carry me:carry me (like a fire in your heart
last time I showed her:the last time I cried
tender hands:tender hands
I'll be missing you:missing you
light that's shining on:shine on
where we will be going:where we will be going
up to heaven:up here in heaven
paradise:here is your paradise
heart divine:oh my brave hearts
it's in the echoes of a child:lebanese night
waiting for the journey:the journey
the spirit:spirit
one world:one world
only in my mind:always on my mind



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

این من هستم،و آماده رفتنم(It's me(And I'm ready to go

جمعه 15 آبان 1388 10:51 ق.ظ

نویسنده : فری من
ارسال شده در: متن و تفسیر لیریک ،

The Autumn leaves were falling
On those cathedral walls,
There were candles in the darkness,
Singing in the choir,
And reading out the names,
Of all the ones who've gone before,
Well I could tell that you were thinking,
About the meaning of it all.

And you said to me "Who will open up my eyes,
To the wonder and the glory,and the stars in the sky"
And you said to me
"For this road I'm traveling on,
I need someone beside me forever. Who?"
And I said, "It's me, and I'm ready to go, ready to show
That I'll never let you down."
And I want you to know, that this power will grow,
Every day, every beat of my heart,
Forever, Forever ...
We went down to the river,
And we found a small cafe,
They say that over in the corner
Sat the writer Ernest Hemingway
And here he made his story of the lovers in the war
And through it all they stayed together till the rain had to fall,
And you said to me, "Who will be the one apart,
Who will teach me, with conviction all the ways of the heart?"
And you said to me
"On this journey of my life,
I need someone to love me forever.Who?"
And I said I listen:
"It's me, and I'm ready to go,
Ready to show, that I'll never let you down.
And I want you to know, that this power will grow,
Every day, every beat of my heart,
I love you, I love you, It's me,
And I'll never let you down,
And I want you to know that this power will grow,
Every day every beat of my heart,
Forever, I love you, forever ..."
در این پست قصد دارم ترجمه اثر متفاوت کریس به اسم"این من هستم،و آماده رفتنم"رو براتون قرار بدم.این اثر به نظر من،از لحاظ شعر و ترکیب بندی آهنگ با خیلی از کارای کریس متفاوته،به خصوص استفاده زیبایی
که palmer از گیتار الکتریک کرده،در نوع خودش یک اثر بی نظیر رو خلق کرده
کریس این ترانه زیبا رو در سال 1997 در آلبوم زیبای خودش یعنی the love songs منتشر کرده.
ترجمه اثر:
...برگ های پاییزی در حال ریزش بر روی دیوارهای کلیسای بزرگ هستند
آنجا،شمع هایی در تاریکی وجود دارد
که گویی همانند گروه کر نجوا سر می دهند
و نام های کسانی را می خوانند
که همگی مدت ها پیش از میان رفته اند
آری،می توانم بگویم که به چه می اندیشیدی
در مورد معنا و مفهوم همه اینها
و تو به من گفتی:"چه کسی چشمان مرا(از خواب غفلت)باز خواهد کرد؟
به سوی همه شگفتی ها و شکوه و افتخارات،و به سوی ستاره های در دامن آسمان"
و تو به من گفتی:"این جاده و مسیری است که من مسافر آنم
من کسی را می خواهم که برای همیشه در کنارم باشد.چه کسی؟"
و من گفتم:"این من هستم،و من آماده رفتنم،آماده نشان دادن
و برای این است که هیچ گاه اجازه نمی دهم سقوط کنی"
و می خواهم این را بدانی که،این که قدرت قوی تر خواهد شد و پر و بال می گیرد
هر روز،در هر ضربان قلبم
تا ابد،تا ابد..
ما به سوی رودخانه رهسپار شدیم
و آنان گفتند که در گوشه ی این رود
نویسنده(معروف)ernest hemingway می نشست
و درست اینجا،جایی است که او تمامی داستان های خود در مورد شهر جنگ زده و عاشقانی که در این شهر می زیستند را نوشت
و در این بین همه آنها دوشا دوش یکدگر ایستادند تا باران ببارد
و تو به من گفتی:"چه کسی خواهد بود که مجزا از سایرین باشد،کسی که به من بیاموزد،با اعتقادی راسخ در مورد همه امور قلبش؟"
و تو به من گفتی:"در این سفر زندگیم،کسی را می خواهم که همیشه مرا دوست داشته باشد،او چه کسی است؟"
و من گفتم به من گوش فرا سپار:"این من هستم،و من آماده رفتنم،آماده نشان دادن،و برای این است که هیچ گاه اجازه نمی دهم سقوط کنی
و می خواهم این را بدانی که،این که قدرت قوی تر خواهد شد و پر و بال می گیرد
هر روز،در هر ضربان قلبم
تو را دوست می دارم،تو را دوست می دارم،این من هستم،و من آماده رفتنم،آماده نشان دادن،و برای این است که هیچ گاه اجازه نمی دهم سقوط کنی
و می خواهم این را بدانی که،این که قدرت قوی تر خواهد شد و پر و بال می گیرد
هر روز،در هر ضربان قلبم،برای همیشه،دوستت دارم، تا ابد..."...
فک کنم دیگه نیازی نیست توضیح بدم،این یه متنیه که احساسات زیبا درش موج می زنه




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

دانلود کنسرت صوتی دورتموند2005.live in dortmund album download

جمعه 8 آبان 1388 07:27 ب.ظ

نویسنده : فری من
ارسال شده در: دانلود آهنگ ،

باز با یه پست دیگه اومدم سراغتون.این یکی هم خیلی توپه

همونطور که می دونین کریس در سال 2005 یه کنسرت فوق العاده در دورتموند آلمان برگزار کرد که تماما آهنگاشو به صورت سولو اجرا کرده و موفقیت بسیاری داشته

ضمنا در این کنسرت ترانه once upon time رو اجرا کرده که تراژدی زندگانی خانواده هایی رو نشون می ده که پدر و مادر در حال جدا شدن هستند و هیچ توجهی به بچه هاشون و سرنوشت اونا ندارن و در واقع این ترانه از دید کودکان نوشته شده و بسیار احساسیه.

این ترانه در آلبوم the road to freedom special edition منتشر شده که خوب،دسترسی به اون خیلی سخته اما در این کنسرت کریس اونو به صورت سولو اجرا کرده

به نظر می رسه در پایان این کنسرت کریس یک ملاقات چندین ساعته هم با طرفدارانش داشته،اینو از یکی از طرفداران بزرگ کریس به اسم sabine پرسیدم

خلاصه به نظر من واقعا ارزش دانلودشو داره

حتما دانلود کنین

و نظر بدین

 

DOWNLOAD cd1

DOWNLOAD cd2




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

"برخلاف تمامی احتمالات"اثر فیل کالینز.against all odds by phil collins

پنجشنبه 7 آبان 1388 11:44 ق.ظ

نویسنده : فری من
ارسال شده در: موزیک از دیگر خواننده ها"جدید" ،

phil collins

How can I just let you walk away, just let you leave without a trace
When I stand here taking every breath with you, ooh
You're the only one who really knew me at all

How can you just walk away from me,
when all I can do is watch you leave
Cos we've shared the laughter and the pain and even shared the tears
You're the only one who really knew me at all

So take a look at me now, cos there's just an empty space
And there's nothing left here to remind me,
just the memory of your face
Just take a look at me now, well there's just an empty space
And you coming back to me is against the odds and that's what I've got to face.

I wish I could just make you turn around,
turn around and see me cry
There's so much I need to say to you,
so many reasons why
You're the only one who really knew me at all

So take a look at me now, well there's just an empty space
And there's nothing left here to remind me, just the memory of your face
Just take a look at me now, cos there's just an empty space

But to wait for you, is all I can do and that's what I've got to face
Just take a look at me now, cos I'll still be standing here
And you coming back to me is against all odds
It's a chance I've got to take.

Just take a look at me now.
یه پست فوق العاده در بخش موزیک از دیگر خواننده ها .........
امروز تصمیم گرفتم ترجمه اثر "در برابر تمام احتمالات" اثر فیل کالینزphil collins رو براتون بذارم.فیل کالینز خواننده مطرح دهه 80 و 90 هست که متولد انگلستانه و تا کنون افتخارات بسیار زیادی رو در
موسیقی به دست آورده.آهنگای او سرشار از مضامین زیبایی هست که روح آدم رو به هیجان بر می انگیزه.فیل کالینز الان 58 سال سن داره و از سال 1968 به صورت فعال در زمینه موسیقی فعالیت می کنه
به نظر من زیباترین کار او همین آهنگ against all odds هست که تونست در سال 1984 در کشور امریکا رتبه 1 و در انگلیس رتبه 2 رو کسب کنه.اثر فوق العاده فوق العاده زیباییه
ترجمه اثر:
...چگونه می توانم اجازه بدهم که از من دور شوی،و بگذارم که حتی بدون برجای گذاشتن یک نشانه مرا ترک گویی
تو تنها کسی هستی که مرا به خوبی می شناسد
چگونه می توانی از من دور شوی
هنگامی که تنها کاری که می توانم بکنم این است که نظاره گر رفتن تو باشم
زیرا که ما در زمان خنده و درد شریک هم بودیم و حتی در گریه هایمان،همدیگر را شریک کردیم
تو تنها کسی هستی که مرا به خوبی می شناسد
حال نگاهی بر من بینداز،زیرا اینجا تنها یک جای خالی باقی مانده
و هیچ چیزی باقی نمانده تا یاد آور من باشد
و تنها خاطره چهره زیبایت که در ذهنم است
فقط هم اکنون یک نگاه بر من بینداز،آری،اینجا یک فضای خالی باقی مانده
و تو به سمت من می آیی،که این برخلاف تمامی احتمالات است،و این همان چیزی است که باید با آن مواجه شوم
آرزو دارم که تو را برگردانم
تو را برگردانم تا که گریه ی مرا ببینی
به خیل جملات احتیاج دارم تا که به تو بازگو کنم
و بسیاری دلایل که چرا
تو تنها کسی هستی که مرا به خوبی می شناسد
حال نگاهی بر من بینداز،زیرا اینجا تنها یک جای خالی باقی مانده
و هیچ چیزی باقی نمانده تا یاد آور من باشد
و تنها خاطره چهره زیبایت که در ذهنم است
فقط هم اکنون یک نگاه بر من بینداز،آری،اینجا یک فضای خالی باقی مانده
ولی انتظار تو را کشیدن،تنها کاری است که می توانم انجام دهم و این همان چیزی است که باید با آن مواجه شوم
تنها نگاهی بر من بینداز،زیرا که من هنوز اینجا ایستاده ام
و تو به سمت من می آیی و این بر خلاف تمامی احتمالات است
و این شانسی است که باید آن را به دست بیاورم
تنها هم اکنون نگاهی بر من بینداز...
وقتی این متن ترانه با صدای بسیار زیبا و ناب فیل کالینز خونده می شه،یک شاه اثر موسیقی پدیدار می شه!!!والسلام




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

دریانوردsailor

پنجشنبه 7 آبان 1388 11:43 ق.ظ

نویسنده : فری من
ارسال شده در: متن و تفسیر لیریک ،

    Underneath the silver moon, the ship is like a ghost ,
    She's been out there for a week,just waiting for the wind to blow ,
    But she's off and running,and there is nothing I can do ,
    'Cos I'm just a prisoner here until this war is through,
    And I am singing

    Sailor,can you help me?
    Sailor,hear my call ,
    Sailor,take me with you ,
    Sailor,take me home...

    Yesterday I saw a seabird wheeling light and low ,
    Then she sailed off to the west,
    Like she was telling me the way to go,
    If I had two(her) wings my love I'd be with you tonight,
    But my last hope has gone , she's drifting out of sight,
    Wait for me,

    Oh Sailor,take me to her
    Sailor,take me home

    To feel the wind ,
    To see  the sky ,
    To hear the waves is breaking on the shore again ,
    To be with you ,
    To lie with you ,
    To hear your voice echo through the hills again ,
    Oh my darling wait for me,
    'Cos I'll be there ,
    When it is over ,
    When it is over ,
    Yes I will return one day,

    Sailor,take me to her ,
    Sailor,take me home ,
    Sailor,can you help me?
    Sailor,hear my call,
    Sailor,Sailor...
اولا جا داره عذرخواهی کنم که یه هفته وبلاگو آپ نکردم.راستش درسای دانشگاه رفته رفته سخت تر می شه و فرصت منو محدود می کنه.
در این پست ترجمه و توضیحات یکی از اثر گذارترین کارای کریس به اسم "دریانورد" رو براتون می ذارم.کریس این ترانه رو در سال 1980 در آلبوم eastern wind منتشر کرده و شاید بشه گفت این اثر زیباترین
کار این آلبوم بوده.
ترجمه اثر:
...زیر نور نقره فام ماه،کشتی چون شبحی به نظر می آید
این کشتی یک هفته است که آن جا بی حرکت مانده،و تنها منتظر وزش باد است
ولی این کشتی در حال فرار و در نوردیدن است و کاری از دست من بر نمی آید
"زیرا که من اینجا تنها یک زندانی هستم تا زمانی که این جنگ تمام شود
و من آواز سر می دهم:
دریانورد،آیا می توانی به من کمک کنی؟
دریانورد،صدایم را بشنو
دریانورد،مرا با خود ببر
دریانورد،مرا به خانه بازگردان..
دیروز پرنده دریایی را دیدم که سبک بال و آرام در آسمان می چرخید
سپس او به سمت مغرب تغییر مسیر داد و رفت
گویی این پرنده به من می گفت که به کجا بروم
اگر من دو تا از بال های او را داشتم،عشق من،امشب در کنار تو بودم
ولی آخرین امید من از میان رفته است،این پرنده به یکباره از دید من محو گردید،منتظر من باش
اوه،دریانورد،مرا به او برسان
دریانورد،مرا به خانه بازگردان
برای حس کردن باد
برای دیدن آسمان
برای دوباره شنیدن صداهایی که سکوت ساحل را در هم می شکند
برای بودن با تو
برای آرمیدن با تو
برای شنیدن صدای تو که در میان تپه ها دگر بار طنین انداز می شود
اوه عزیزم،منتظرم بمان
"زیرا که من آنجا خواهم بود
زمانی که این پیکار تمامی یابد
زمانی که این پیکار تمامی یابد
آری،روزی باز خواهم گشت
اوه،دریانورد،مرا به او برسان
دریانورد،مرا به خانه بازگردان
ریانورد،آیا می توانی به من کمک کنی؟
دریانورد،صدایم را بشنو...
بله،این شعر سرشار از احساساته و مخصوصا نقطه اوج اون که کریس فریاد می زنهto feel the wind,to see the sky... به نظر من حس بسیار عجیبی رو به شنونده می ده.
تعبیر زیبای دیگری که کریس در این شعرش داره،استفاده از نماد هست،که یک پرنده دریایی نماد آزادی در نظر گرفته می شه و گویی به مرد داستان القا می کنه که جنگ و پیکار بیهوده است و به جای اینکه آزادی انسان ها
رو تضمین کنه،در حقیقت اونها رو زندانی می کنه و بودن در کنار خانواده بسی مهمتر از اونه.
امیدوارم خوشتون اومده باشه




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -



تعداد کل صفحات : 11 1 2 3 4 5 6 7 ...